منهاج سراج

342

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

كه برادران مرا هلاك كرده‌يى ! و من هيچكس ترا هلاك نكرده‌ام ، مگر نشنيده‌يى : كه حق تعالى ميفرمايد : و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف فى القتل انه كان منصورا [ ( 1 ) ] چون رسل مراجعت كردند : هر دو لشكر استعداد قتال و مصاف مهيا گردانيدند سلطان علاء الدين دو پهلوان خود را بخواند ، كه سران لشكر و مبارزان ( نامدار ممالك ) غور بودند ، هر دو خرميل نام ، يكى خرميل سام حسين ( پدر ملك ناصر الدين حسين ) دوم خرميل سام بنجى و هر دو تن در شجاعت داستان [ ( 2 ) ] عصر خويش بودند ، ايشان را فرمود : كه بهرامشاه پيغام كرده ( است ) كه من پيل مىآرم ، و من جواب گفته‌ام [ اگر تو پيل مىآرى ] من خرميل مىآرم ، امروز شما هر يك را يك پيل مىبايد كه بر زمين زنيد ! و هر دو زمين بوس دادند و بازگشتند ، بموضعى كه آن را كته باز [ ( 3 ) ] گويند هر دو لشكر را مصاف شد ، در وقت ( مصاف ) هر دو پهلوانان پياده شدند ، و دامنهاى زره در ميان باز زدند و بمصاف درآمدند . چون پيلان بهرامشاهى حمله آوردند هر يك از آن پهلوانان بر يك پيل در آمدند و در زير برگستوان پيل رفتند و به دشنه شكم پيل بر دريدند [ ( 4 ) ] . خرميل سام بنجى در زير ( پاى ) پيل بماند و پيل بر وى افتاد ، او با پيل هلاك شد ، و خرميل [ ( 5 ) ] سام حسين پيل را بينداخت و بسلامت بيرون آمد و چون مصاف ( راست ) شد ، سلطان علاء الدين بعد آنچه تمام سلاح پوشيده بود ( به ) فرمود ، تا قباى اطلس لعل معدنى بياوردند و بر زبر تمام سلاح پوشيد ، خواص و مقربان سؤال كردند : كه حكمت پادشاه درين كه سلاح را بقباى لعل مىپوشاند چيست ؟ .

--> [ ( 1 ) ] قرآن بنى اسرائيل 33 [ ( 2 ) ] اصل : راستان [ ( 3 ) ] مط : كوته باز باب ، پ كذا . متن راورتى : كوته باز . در نسخ راورتى : گونه و ازو كته باز باب . گوشه ناب . اصل : كوشه باز ، گوشه باب . اصح آن همه كته باز است كه اكنون كته‌واز گويند در شرق جنوب غزنى [ ( 4 ) ] مط : بديدند . [ ( 5 ) ] راورتى گويد : كه مطابق به ضبط برخى از مؤلفان بايد سرفيل باشد يعنى پيشرو و سر همه فيلان ولى املاى خرميل در اغلب كتب چنين است ، و شايد شكلى باشد از كلمه قرميل كه جمع آن در عربى قراميل و بمعنى اشتر دو كوهانه است ، و محمد خوارزمى آن را در جمله كلمات عجمى به همين معنى آورده است ( مفاتيح العلوم ص 74 ) چون در سطور گذشته اين كلمه در مقابل پيل آمده امكان دارد كه همين معنى مذكوره در خوارزمى صحيح باشد ، و عرب اين كلمه را از خراسان برده و قرميل معرب كرده باشند . در سيرت خوارزمشاه نام ابن خرميل نصرت الدين محمد بن الحسن آمده . كه شايد از خاندان اين پهلوانان باشد . ( ر : 64 )